وصایت و تربیت شاگرد در سلسله عرفای معرفت النفس

وصایت عرفانی در سلسله عرفای معرفت النفس از مرحوم ملای جولا تا میرزا علی قاضی و شاگردان ایشان به طور خاص و قطعی درباره مرحوم قاضی و مرحوم حداد بیان شده است که میرزا علی قاضی پس از خودشان شیخ عباس قوچانی را به عنوان وصی معرفی کردند که به جهت حفظ شئون و جایگاه علم و عالم و فقاهت این وصایت انجام شد و برخی از اهل معرفت و این سلسله معتقدند که وصی باطن و حقیقی مرحوم قاضی ره، مرحوم سید هاشم حداد ره بوده و به جهت حفظ ظواهر مرحوم قاضی آیت الله شیخ عباس قوچانی را به وصایت ظاهری منسوب کرده‌اند.

همچنین مرحوم سیدهاشم حداد نیز پس از خود مرحوم علامه سیدمحمدحسین طهرانی را به عنوان وصی معرفی کردند.

در این باب چند تذکر لازم است که سالکان و طالبان راه خدا به آنها توجه داشته باشند.

۱. تعیین وصی یک مسئله فقهی و سفارش شرعی است جهت انجام امور ظاهری شخصی که فوت می‌کند تا وصی برخی امور دنیایی و شرعی از قبیل ارث و ثلث دارایی او را پس از مرگ عهده دار شده و انجام دهد و این تعیین وصی از الزامات و واجبات عرفان نیست.

۲. تعیین وصی در سیره‌ی انبیاء و پیامبران نیز وجود دارد که انجام امور اجتماعی، سیاسی، دینی و تداوم رسالت انبیاء بخشی از اهداف تعیین وصی در سیره‌ی انبیاء است.

۳. در سلسله‌ی بزرگان معرفت النفس از سیدعلی شوشتری تا سیداحمد کربلایی تعیین وصی عرفانی بدین شکل و کیفیت نقل نشده است.

۴. تعیین وصی منحصراً به معنای تأیید و اذن تربیت سلوکی شاگرد در عرفان عملی نیست چنانچه وصی یک نفر است ولی تعداد شاگردان بیشتر است و چه بسا تعداد زیادی از شاگردان توان و اذن دستگیری و تربیت شاگرد سلوکی را داشته باشند.

۵. اگر بنا باشد وصی فقط اذن تربیت شاگرد سلوکی داشته باشد، از سلسله مرحوم قاضی فقط شیخ عباس قوچانی یا سیدهاشم حداد باید چنین کاری انجام دهند، در حالیکه اکثریت شاگردان مرحوم قاضی از جمله علامه طباطبایی، سید عبدالکریم کشمیری، شیخ محمدتقی آملی و مرحوم بهجت ره عارف و استاد کامل در دستگیری و تربیت شاگرد سلوکی بوده اند و شاگردان کاملی نیز تربیت کرده اند. همچنین مرحوم ملاحسینقلی همدانی حدود ۳۰۰ شاگرد سلوکی داشته‌اند، که تربیت شاگرد سلوکی توسط برخی از شاگردان ایشان از جمله شیخ محمد بهاری، میرزا جواد ملکی تبریزی، سید احمد کربلایی، محمدعلی نجف آبادی و … صورت گرفته است ولی تعیین وصی عرفانی توسط مرحوم ملا حسینقلی همدانی نقل نشده است.

و مبحث دیگر در این رابطه اذن تربیت شاگرد سلوکی از طرف عرفا به شاگردانشان است که برخی از عرفا اجازه نامه کتبی یا شفاهی می دادند که این اذن و اجازه نیز طرق و شیوه‌های مختلف یا از بیان استاد محرز و مشخص می شود.

در میان شاگردان مرحوم سیدهاشم حداد ره وصی ایشان مرحوم علامه طهرانی بودند که هم از جهت علوم ظاهری و هم از جهت علوم باطنی و عرفانی جایگاه رفیع داشتند.

حضرت آیت الله کمیلی هرچند وصی مرحوم سیدهاشم حداد نبودند اما بنا به مؤیداتی از ناحیه مرحوم سیدهاشم حداد مأذون به تربیت شاگرد سلوکی و عرفانی هستند. یکی مربوط به بشارتی است که مرحوم سیدهاشم حداد به ایشان دادند که از عالم نفس رها شده‌اند و در سیروسلوک به مرتبه‌ای رسیده‌اند که می توانند به نظر خودشان عمل کنند. همچنین زمانی که حضرت آیت الله کمیلی به لبنان جهت امور تبلیغی عزیمت کردند مرحوم حداد به ایشان سفارش به تشکیل و برگزاری جلسات سلوکی و عرفانی کردند.

این در حالی است که برخی از شاگردان مرحوم حداد که اکنون نیز در قید حیات هستند از تشکیل جلسات سلوکی به منظور تربیت شاگرد احتراز کرده‌اند.

پس از عزیمت حضرت آیت الله کمیلی به ایران به احترام نظر استادشان و شخصیت و جایگاه مرحوم علامه طهرانی که وصی سیدهاشم حداد بودند ایشان تربیت شاگرد سلوکی نداشتند، و پس از وفات مرحوم علامه طهرانی تربیت شاگردان سلوکی توسط حضرت آیت الله کمیلی آغاز شد.

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *