ماجرای سفر حج مرحوم سیدهاشم حداد

حاج محسن شرکت اصفهانی از شاگردان مرحوم سید هاشم حداد (قدس سره) و از دوستان حضرت آیت الله کمیلی در جلسه‌ای در حضور حضرت آیت الله کمیلی و برخی شاگردان معظم له حکایت سفر حج مرحوم حداد را اینگونه بیان کردند؛

روزی برخی از رفقا از نقاط مختلف برای دیدار مرحوم حداد در کربلا جمع شده بودند. یکی از رفقا اظهار داشت که قصد انجام حج تمتع دارد و همین طرح مسئله باعث شد که سایر رفقا یک به یک برای رفتن به حج و همسفر شدن با او اعلام آمادگی کردند.

اکثر رفقا اعلام حضور کردند که یکی از جمع حاضر با اشاره به سید هاشم گفت؛ پس این سید چی؟ فکری هم به حال این سید کنید.

این در حالی بود که مرحوم سید هاشم هیچ مدرک هویتی از قبیل شناسنامه و غیره نداشت. رفقا بانی هزینه سفر سید هاشم حداد شدند و یکی دیگر از رفقا گفت که در اداره گذرنامه عراق دوستی دارد که سراغ او می رود ببیند راهی برای گرفتن گذرنامه برای مرحوم حداد هست یا نه.

به اداره گذرنامه مراجعه کرد و به دوستش گفت که یک آشنایی داریم که میخواهیم همراهمان به حج ببریم اما گذرنامه ندارد. مأمور مربوطه گفت مشخصاتش را بده و ظهر بیا گذرنامه را بگیر. مشخصات مرحوم حداد را داد و ظهر که برای گرفتن گذرنامه مراجعه کرد مأمور گذرنامه برای تأیید و مطابقت هویت شناسنامه آقای حداد را مطالبه کرد.

رفیق ما گفت که این بنده خدا (سید هاشم را می گفت) هیچی نداره، (به شوخی می گفت) بنده خدا اصلا معلوم نیست اهل کجاست. معلوم نیست ایرانیه، هندیه، عراقیه. هیچ مدرکی نداره.

مأمور گذرنامه گفت که هیچ راهی نداره و غیر قانونی است و نمی تونم گذرنامه را بدم و باید هویت تطبیق داشته باشه، اما کمی بعد گفت که به یک شرط گذرنامه را میدم که بلافاصله بعد از بازگشت از سفر گذرنامه را برگردانید و تحویل بدهید که آنرا باطل کنم و مشکل برایمان درست نشود.

بدین ترتیب به خواست خداوند، گذرنامه سید هاشم هم حل شد و در اولین و آخرین حج عرفانی مرحوم سید هاشم حداد با جمعی از شاگردان ایشان به حج خانه خدا و زیارت نبی مکرم و ائمه بقیع علیهم السلام مشرف شدیم.

ذَلِکَ فَضْلُ اللَّهِ یُؤْتِیهِ مَن یَشَاء وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *