ماجرای مناظره آیت‌الله جوادی آملی و آیت‌الله سیدان

در دوم اردیبهشت ۱۳۹۲ در پی درخواست‌های مکرر آیت الله سیدان مناظره‌ای بین ایشان و حضرت آیت الله جوادی آملی در باب معاد جسمانی برگزار شد، که پس از ۸ جلسه آیت الله جوادی آملی از ادامه بحث و مناظره انصراف دادند.

انصراف آیت الله جوادی آملی از ادامه بحث و مناظره باعث شد تا جریان تفکیک و مخالفان فلسفه و عرفان از آن به عنوان پیروزی و غلبه بر آیت الله جوادی آملی و جریان فلسفه و عرفان یاد کنند و تبلیغات گسترده‌ای روی آن کرده و حتی به تألیف کتاب در باب این مناظره پرداختند.

آنچه که محرز است این است که انصراف آیت الله جوادی آملی به خاطر نبود زبان مشترک در مناظره بوده، و اینکه وقتی از منظر فلسفه از مسئله‌ای بحث می‌شود باید طرفین با قواعد و قوانین منطق و فلسفه آشنا باشند و با قواعد فلسفی موضوع اثبات یا رد شود، که به علت اینکه جریان تفکیک و آیت الله سیدان با فلسفه بیگانه بلکه مخالف هستند، با مبانی و اصول و قواعد فلسفه آشنایی ندارند، و لذا طرفین زبان یکدیگر را متوجه نمی‌شوند.

حقیقت این است که عظمت علمی آیت الله جوادی آملی با انصراف از این مناظره زیر سئوال نمی‌رود، بلکه حقیقت علم ایشان که ظهور تواضع برای عالم حقیقی است جلوه می‌کند. چنانچه در روایات آمده است؛

یاطالب العلم، ان العلم ذو فضائل کثیره، فرأسه التواضع ۱.

ای دانش پژوهان, همانا دانش, دارای فضیلتهای بی شماری است که سر آمد آن تواضع است.

فروتنی بار درخت دانش است ۲.

من طلب العلم للّه، لم یصب منه باباً، الاّ ازداد به فی نفسه ذُلاًّ وفی الناس تواضعاً وللّه خوفاً وفی الدین اجتهاداً وذلک الذی ینتفع بالعلم  ۳.

کسی برای خدا دانش اندوزد، با هرفصل و بابی که از آن فراگیرد، فروتنی و تواضعش فزون گردد، خود را حقیر شمارد. بر خوف و خشیت الهی و تلاش و اجتهاد در دینش افزوده گردد. اوست که از دانش سود می‌برد.

این انصراف از ادامه مناظره با وجود هیاهوهای تبلیغاتی جریان تفکیک حقیقت تواضع آیت الله جوادی آملی را نشان می‌دهد که به دنبال اثبات خود و جایگاه خود نیست، بلکه دنبال اثبات حق است و در شرایطی که جایگاهی برای نشاندن حق وجود ندارد ادامه بحث جز اتلاف وقت و عمر ثمره دیگری ندارد. و ادامه بحث به منزله اثبات خود و نفس است.

در این باره آیت الله رضایی تهرانی می‌فرماید؛ که خدمت آیت‌الله جوادی عرض کردم چرا بحث کردید؟ سطح مطالبی که ایشان گفته‌اند خیلی پائین است. باید شاگردان شاگردان شما می‌رفتند و بحث می‌کردند. معظم له فرمودند: سیّد بودند، چند بار گفته بودند. رعایت ادب اقتضا می‌کرد قبول کنم. همان جلسه اول معلوم شد مبانی دستشان نیست. ولی تا ۸ جلسه صبر کردم دیدم فایده‌ای ندارد و لذا ادامه ندادم.

کسانی که فلسفه خوانده‌اند می‌دانند که دو طرف در آن بحث اصلاً زبان مشترک ندارند. هر چه آیت الله جوادی می‌گویند جناب استاد سیّدان برداشت دیگری می‌کنند و اشکال می‌کنند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *